تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


 

 
عاشقم اهل همین کوچه‌ی بن‌بست کـناری که تو از پنجره‌اش پای به قلب من ِ دیوانه نهادی تو کجا؟ کوچه کجا؟ پنجره‌ی باز کجا؟ من کجا؟ عشق کجا؟ طاقتِ آغاز کجا؟ تو به لبخند و نگاهی منِ دلداده به آهی بنشستیم تو در قلب و منِ خسته به چاهی گُنه از کیست؟ از آن پنجره‌ی باز؟ از آن لحظه‌ی آغاز؟ از آن چشم ِ گنه کار؟ از آن لحظه‌ی دیدار؟ کاش می شد گُنهِ پنجره و لحظه و چشمت، همه بر دوش بگیرم جای آن یک شب مهتاب تو را تنگ در آغوش بگیرم

ادامه مطلب  

 

زیباترین تصویری که در زندگانیم دیدم نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود زیباترین سخنی که شنیدمسکوت دوست داشتنی توبود زیباترین احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود زیباترین انتظار زندگیمحسرت دیدار توبود زیباترین لحظه زندگیم لحظه با تو بودن بود زیباترین هدیه عمرم محبت توبودزیباترین تنهاییم گریه برای توبود زیباترین اعترافم عشق توبود.

ادامه مطلب  

جان دلم  

من این انتظار سخت را به شوق دیدار تو صبر میکنم
من این غربت تنهایی را، قدم زنان به خیال بودنت سر میکنم
بوی موهای تو خاطره غریب رویاهاست
به دم و بازدمی، هوای دیدار تو تازه می‌کنم
به لحظه بودنم کنار تو سوگند، همیشه و تا ابد برای داشتنت دعا میکنم
ترنم صدای عاشقانه تو، نوازشگر آشیانه من
شبیه قصه‌های عاشقانه شده، داستان تو در اعماق دل من
بی تو که هر لحظه می‌گذرد جانم ره رفتن دارد
با من تو بمان جان دلم، شوق بودن در دل من جا دارد
ترسم ز خدا قهر کند، چ

ادامه مطلب  

 

خدایا تورو به این لحظه های ناب اذانت...صدایی که مارو به خودت فرا میخونی تو رو قسم ب تک تک لحظه هایی که برای امام حسین اشک ریختم حال دلم عوض شد و با حسرت اه میکشیدم...خدایا قسمت همه ی عشاق بکن که به دیدار حرم معشوقشون برن قسمت منم بکن دونفره بریم...اگر صلاحمونه اون روزو برسون محبوب من که به ارامش و حال خوب نیاز دارم

ادامه مطلب  

ترانه"لحظه دیدار"  

چه لحظه ای بود    لحظه با تو موندن
چه دنیایی بود         دنیای با تو بودن
همش تو خیالم        فکر به تو رسیدنم
عشق تو از سرم نمیره        من به تو دل سپردم
چه لحظه ای بود            لحظه دیدار من وتو
تصورش سخته                     عشق من وتو
چه لحظه ای بود                    عاشق شدن تو نگاهت
چه رویایی بود              سرسپردن به عشق پاکت
 
دارم واسه تو دل           میبازم به این زندگی
نمیخوام هیچ رویایی        واسه تو محال باشه کجایی

ادامه مطلب  

 

هر لحظه حرفی در ما زاده می‏شود, هر لحظه دردی سر بر می‏دارد, و هر لحظه نیازی از اعماق مجهول روح پنهان و رنجور ما جوش می‏کند .این ها بر سینه می‏ریزند و راه فراری نمی‏یابند مگر این قفس کوچک استخوانی گنجایش‏اش چه اندازه است؟ 

ادامه مطلب  

 

هر چقدر فکر میکنم یادم نمیاد که یک بار از تکرار خوشم بیاد، آنچنان که از تکرار بیشتر از هر چیزی تنفر داشتم. 
اما الان بزرگترین آرزویم تکرار است نه هر تکراری، نه تکرار هر چیزی، فقط یک لحظه، تکرار یک شخص خاص. 
تکرار همان لحظه ی اولین دیدار با نگاه که عاشق را هم عاشق میکرد. 

ادامه مطلب  

لحظـــــــه ی دیدار نزدیـــــــــک است....  

لحظه ی دیدار نزدیک است ...
باز من دیوانه ام، مستم 
باز می لرزد
                     دلم،
                              دستم 
باز گویی در جهان دیگری هستم ...              
اینو نوشتم واس اونایی ک حتی اگ از عشقشون دور بشن،
بهش نرسن،یا یه مدت طولانی نبیننش ،
یا حتی اگ اون نخوادشون،
اگ هر مشکلی پیش بیاد ،بازم راه اونو ادامه میدن،
حتی اگ همه بگن تو دیووونه ای .  . . .

ادامه مطلب  

 

اهنگ قدم قدم رو از اپارات دانلود کردم و گوش میدم و گریه میکنم.همسرم همه زندگیم رادیو ماشین رو روی رادیو اربعین تنظیم کرده و من که همیشه مخالف نوحه و اینا بودم دلم نمیاد کانالش رو عوض کنم.
امروز با بابا مامانم هم بحثم شد و گفتم اگر شوهرم بمیره هم برنمیگردم اینجا.
تازه میفهمم تنها کسی که میتونه تحملم کنه همسرمه.
مادرشوهرم احوالی از من نپرسیده و زنگ نزد.شاید از اینکه نذاشتم تو خونه ام اش بپزن ناراحت شده.اصلا برام مهم نیست.اصلا میخوام بمیرن فقط هم

ادامه مطلب  

لحظه  

آن لحظه ی کوتاه دیدار را
بیدار باید کرد
عسل واژه ریخت برایش
گیسو قصه بافت
 
با آنکه
پس ِ دیدار ، درد است
و
رنگ رخسار زرد
درهم می رود ابروان ابر
و می بارد باران
 
اما
آن لحظه که عشق است را
نفروشم به هیچ
 
هان که آن لحظه چه خوب است ،
حتی اگر فصل پائیز باشد
چرا که
انارستانش را من می بینم
 
هم نگاه می شویم
تمام می شود
عبور می کنم از کنارت
و شروع می شوی
 
می گذرم
و 
می اندیشم به دیدار فردا
 
این بار
کمی عمیق تر نگاهم کن
و
بخوان کلام چشمانم را
 
من چیزی بیش

ادامه مطلب  

عاشقم  

عاشقم..... اهل همین کوچه ی بن بست کناری ، که تو از پنجره اش پای به قلب منِ دیوانه نهادی ،تو کجا ؟ کوچه کجا ؟ پنجره ی باز کجا ؟ من کجا ؟ عشق کجا؟ طاقتِ آغاز کجا ؟ تو به لبخند و نگاهی ، منِ دلداده به آهی ، بنشستیم تو در قلب و منِ خسته به چاهی...... گُنه از کیست ؟ از آن پنجره ی باز ؟ از آن لحظه ی آغاز ؟ از آن چشمِ گنه کار ؟ از آن لحظه ی دیدار ؟ کاش می شد گُنهِ پنجره و لحظه و چشمت ، همه بر دوش بگیرم جای آن یک شب مهتاب ، تو را ثانیه ای در کوی عشاق ببینم

ادامه مطلب  

دلتنگی جانکاه  

ایرانسل:
تو بی من کجایی؟ دقیقا کحایی؟
در اغوش همسرت ؟ یا هنوز بیداری؟کدوم کوچه کدوم خیابون
خوشبخت شدی بی من؟
چقدر شادی با حذف کردن من از زندگیت؟
شاد باش که من اینجا تقاص سختی دازم می دم .هر لحظه نفس و قلبم می گیره از نبودنت .از شوک رفتنت .باور می کنی هنوز تو شوکم ؟
چرا واقعا چرا ؟ عشق تو همین بود؟تو واقعا منو اینطوری شناختی؟
اما من می دونم همش بهانه بود ی دلیل موجه می خواستی واسه خودت بیاری که چطور بعد دوازده سال ترکم کنی که پیش وجدانت راحت باشی

ادامه مطلب  

 

قسم به لحظه هایی که اشکام روونه بود و دنبال خوشیهات بودی...
قسم به لحظه هایی که دلت درد داشت و دلم تنها همدردت بود...
قسم به لحظه هایی که تو تنهاییم دق کردم و دنبال غریبه ها بودی برای پر کردن تنهاییت...
قسم به لحظه هایی که خدا شاهد تک تکشونه...
خدای  یکی یه دونم 
مرسی که هستی
مرسی که همیشه هواست به دنیام بوده و هست
مرسی که تقاص تک تک غصه های دلمو ازش گرفتی و میگیری
اگه تو رو نداشتم روزی هزاربار دق کرده بودم.......

ادامه مطلب  

میخواهم. .هنوز هم میخواهمت  

لحظه ای که برمیگردد. .
لحظه ای میخواهد با تو به بیرون برود...
قدم بزند...
لحظه خداحافظی گریه میکند..
عجیب میچسبد...
ولی میدانی دلتنگی دارد
گریه دارد
غصه دارد
با همه اشک و آهش
خوشحالی که هست 
حتی با اینکه میدانی دیگر مال تو نیست و نخواهد شد
او فقط دلش تنگ شده فقط...

ادامه مطلب  

66  

گاهی اوقات ترس از تموم شدن یه اتفاق خوب و لحظه های قشنگ, یاعت میشن نتونی اون خوب بودن  رو کامل حس کنی...
پس بیخیال که چی پیش میاد. الان, همین لحظه های خوب, همین آدمای خوب و دوست داشتنی... خودش خوشبختیه. 
پس بیخیال اینکه قراره این لحظات تموم شن. حداقل یه خاطره خوب تو ذهنمون ثبت شه و خوشحالی رو تو "لحظه" حس کنیم. 

ادامه مطلب  

سلام خانومی  

باز از غم مینویسم ، از غم دلتنگی
مینویسم که دلم هوایت را کرده است کاش تو را میدیدم ، به چشمهایت خیره میشدم و با تو درد دل میکردم.
باز هم مینویسم از عشق، تنها عشقی که با تو بود باز هم مینویسم از احساسی که نسبت به تو بود
احساسی به لطافت دستهای مهربانت ، به پاکی قلبت و به قشنگی لحظه دیدار .
حالا که دلتنگم ، حالا که بغض گلویم را گرفته و راهی جز اشک ریختن ندارم ،پس باز هم مینویسم از اشک
همان قطره پاکی که از چشمهای خسته ام سرازیر میشود ! قطره ای که از درو

ادامه مطلب  

 

تنها کسی که مرا درک کرد او بود هم صحبتم کسی که زمان در کنارش می ایستد و دنیا ارام می گیرد کاش لحظه ای درنگ کرده بودم کاش برای لحظه ای ایستاده بودم یا اینکه او مرا نگه داشته بود دیگر ثانیه ها برایم مفهوم ندارن همه لحظه هام یکی شدن قلبم اشوب است می خواهم یک شبه اتش جهنم را بخرم او را می خواهم خدایا کجایی 
ابی کوچک

ادامه مطلب  

روستای هورت عاگول  

روستای هورت عاگول از توابع بخش نیسان می باشد که در جنوب غرب شهرستان هویزه و در فاصله 15 کیلومتری با شهرستان است.
این روستا دارای جوانان و مردمانی مستعد کوشا پیرو ولایت و رهبری است,قهرمانی همچو رضا بوعذار دارنده چندین مدال قهرمانی استانی,کشوری و اسیایی پرورده این روستاست.توان علمی روستا با داشتن جوانانی تحصیل کرده در همه زمینه ها این روستا را از هر لحاظ در مقام اول فی ما بین روستای استان قرار داده است.روستایی محروم از همه نظر امکانات اما با و

ادامه مطلب  

جک 31  

۱۲تا از بهترین لحظه در عمر انسان:☺️☺️☺️۱ لحظه تحویل سال..!☺️

ادامه مطلب  

تو بهار عاشقایی  

تو برام تازگی داری، مثل یک دونه حبابی
که میره قد یه لحظه، آرزومه تا بیایی
تو برام یه کیمیایی، نه طلا بلکه خدایی
تو واسه زندگی‌ من، مثل خون توی رگامی
تو بگی بهار همینجاست، تو شروع بی نهایت
تو واسم شعر وجودی، فارغ از قافیه‌هایی
تازه میشه حس وجودم، وقتی از در تو میایی
من میخوام اینو بدونی، تو بهار عاشقایی
آب میپاشم تا ته کوچه، چشم به دیدار که بیایی
من همش دعا میخونم، تا خدا بگه تو راهی
شمع دنیای منی تو، روشنایی بخش جاده
مثل پروانه می‌سوزم، دور

ادامه مطلب  

از هر لحظه ای که با تو گذشت  

از هر لحظه ای که با تو گذشت شاپرک هایی به روز و شب پره هایی نورانی به شب اضافه شد، از هر لحظه ای که با تو گذشت رنگ هایی به بوم خاک خورده و سیاه و سفید زندگی اضافه شد. از هر لحظه ای که با تو گذشت به کودکانی که خانواده اشان ، به آورگانی که سرزمینشان، به عاشقانی که آغوششان را پیدا کردند اضافه شد. از هر لحظه ای که با تو گذشت نور ستاره ای به اسمان تاریک شب اضافه شد. تو خوب بودی،خوبی بودی .... تو باران بودی در سال خشک سالی ، نسیم خنک  بودی در چله تابستان، گر

ادامه مطلب  

ديدار هيئتي از اهالي فرهنگ ، تاريخ و ادبيات شهرستان دزفول با كتابدارن شهرستان شوش  

دیدار هیئتی از اهای فرهنگ ، تاریخ و ادبیات شهرستان دزفول باكتابداران شهرستان شوش با توجه به هماهنگی های به عمل آمده این دیدار روز جمعه 1/5/95 راس ساعت 8:30 صبح در محل كتابخانه عمومی فجر شوش برگزار گردید.هدف این نشست ایجاد زمینه ی آشنایی، تعامل و گفتگو در خصوص مسائل فرهنگی و راهكارهای توسعه مطالعه مفید می باشد.

ادامه مطلب  

لحظه ی وداع  

دیگر نکن ز من یادی
           حرف از تو که به میان اید 
چشمانم از عشق تو می جوشد
                 تو گمان کن که حال من خوب است
نمی خواهم بدانی
          شب تار هم به حالم گریه می کند
و اسمان به شدت اشک می ریزد
                  اینجا اهل محل
همه با نشاط از دل خود می گویند
                           و من در حسرت یک خبر 
از تو هر شب می میرم
                  لحظه ی وداع را به یاد بیار ای یار
شب که از شب گذشت
                 از ان همه ناله و درد 
اسمان در دل من تاریک گشت
 

ادامه مطلب  

380  

فکر میکنم به لحظه ای که کنارت نشسته ام...و از پشت تورِ سفیدم، تورا نگاه میکنم...و تو نگاهی زیر زیرکی و خجالتی به من می اندازی و یواشکی چشمکی میزنی و من دلم آب میشود...فکر میکنم به لحظه ای که هردو یک قرآن در دست گرفته ایم و به آیه هایش خیره ایم...فکر میکنم به لحظه ای که برای بار سوم خطبه خوانده میشود...و من قصد "بله" گفتن دارم...و تو کلافه و آرام میگویی: زود باش دیگه...میخوام مال خودم شی...فکر میکنم به لحظه ای که عسل در دهانت میگذارم و تو هم اینکار را انجام

ادامه مطلب  

♡♡♡شعر مخدر عجیبی است که با آن توهم "داشتنت"را می زنم♡♡♡  

زیبا ترین قسم سهراب:
نه تو می مانی و نه من 
و نه هیچ یک از مردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم 
و به آن لحظه ی شادی که گذشت
غصه هم می کذرد 
آن چنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند
لحظه ها عریانند 
بر تن لحظه ی خود جامه ی اندوه مپوشان هرگز...
                    ۰•● ❤ ●•۰۰•● ❤ ●•۰۰•● ❤ ●•۰۰•● ❤ ●•۰۰•● ❤ ●•۰۰•● ❤ ●•۰

ادامه مطلب  

نامه شماره 29  

5 آذر 
نوید جان عکس های دونفره ات را در سراسر جهان میبینم 
ناراحت نشدم حسادت هم نشد ولی عکس تک نفره ات تو یزد خیلی حسادت ام را برانگیخت 
شاید چون فکر کردم یه لحظه هم از ذهنت رد نشدم وقتی یزد بودی
خاطرات خودت شاید مرور شده واست
نوید خیلی بده یا خوبه که اینقدر خوب و راحت فراموش کردی که حتی یه لحظه از ذهنت رد نمیشه حتی یه لحظه یادم نیستی!

ادامه مطلب  

درتنهايي  

در تنهایی خود لحظه ها را برایت گریه کردم
 
در بی کسیم برای تو که همه کسم بودی گریه کردم
 
در حال خندیدن بودم که به یاد خنده های تلخ و سردت گریه کردم
 
در حین دویدن در کوچه های زندگی بودم که ناگاه به یاد...
 
لحظه هایی که بودی و اکنون نیستی
 
ایستادم و گریه کردم
 
ولی اکنون میخندم
 
آری می خندم به تمام لحظه های بچگانه ای که
 
به خاطرت اشک هایم را قربانی کردم
 
خیلی بی وفایی

ادامه مطلب  

لحظه نگاه  

لحظه نگاه 
 
 
من یک لحظه نگاه تو به عالم ندهم 
 
این عشق به صد عیش دمادم ندهم 
 
یار قدیم خوشی یاسمنم باتو گذشت 
 
این جام پر از می به جام جم ندهم 
 
اشکی که در دیده یار روان است 
 
 قطره حیات به چشمه زمزم ندهم
 
آن همه خون دل که از فراق کشیدم 
 
این هجربه صد من عسل شیرین ندهم 
 
نگاری که در کمان ابروی تو عیان است 
 
صد بار بمیرم چهارقد به نامحرم ندهم 
 
یاب نظری کن از فراق نامهربان می میرم 
 
مهر اغیار نخواهم به ناکس این غم ندهم 
 
شمس آن قدر بنالد

ادامه مطلب  

مهربون مثل عبادت  

لحظه هایی كه توصیفشون امكان نداره .... لحظه های ناب مهربانی خدا .... لحظه های حس حضور مجدد مهربانی !!
خدایا توصیف مهربانی خودت و مهربانی مخلوق بی نظیرت برایم قاصر است !!
خدایا برایش بهترین ها را از تو آرزو میكنم . خدایا به مهربانیت قسم مهربانم را در پناهت حفظ گردان .
 
پی نوشت : تولدت مبارك مهربانم . شرمنده كه مجبورم به یه تبریك كوتاه و گذرا بسنده كنم.
پی نوشت 2 : روزهایی كه پر میكشه آغوشی و صدای فریادهای عشق را فقط خدا میشنود ...

ادامه مطلب  

دلم گرفته  

دلم سخت گرفته، پشت پنجره می ایستم، تا تو صدایم کنی، تا تو سکوتم را بخوانی. صدایم کن، تا در لحظه فرو ریزم، در آغوش تو. تو دلت از جنس دل من است. تو مرا خوب می فهمی. زیباترین احساسم گفتن دوستت دارم تو بود، و زیبا ترین انتظارم ، انتظار دیدار تو، زیباترین لحظه زندگیم لحظات با تو بودن است. زیباترین هدیه عمرم، محبت به تو و زیباترین تنهاییم گریه برای تو، زیباترین اعترافم، اعتراف به عشق تو بود و هست و خواهد بود، و زیباترین زیبای من، خود "تو " هستی. دستهای

ادامه مطلب  

رَبَّنا لا تُزع قلوبُنا ...  

حیاط خلوت تمام روزها و لحظه های بی قراریمان ، لحظه مناجات است ...
لحظه ی قبل از اذان ، لحظه ای که آرام میگیریم و فقط میشنویم ...
شنیدن ربَّنایی که شجریان آن را فریاد کند، قلبهامان را به رعشه در می آورد و القاگر احساس خداست ...
+امروز اول مهر ماه و تولد مرد صدای ایران "محمد رضا شجریان" که دست خدا همواره همراهش باشد 
++تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد ...
+++ تصویر از بزرگمهرحسین پور 
++++یه پاییز دیگه بازم تو راهه 

ادامه مطلب  

 

بین شلوغی های هر روز، بین همه ی استرس هایی که سال ها افتادن به جونم و لحظه ای، دریغ از لحظه ای که آرومم نمی ذارن، خواب نمی ذارن واسم، بیداری نمی ذارن، آرامش نمی ذارن، یه لحظه به صدای خودم فکر می کنم؛
دارم می خونم: زیستن و معجزه کردن...
اینقد قدیمیه که یادم نمی یاد چند سال پیش خوندم این شعر رو، و حتی اینکه چرا ضبط ش کردم. 
به صدام فکر می کنم، چقد گوش کردنش برام حیرت آوره. چقد پر از امید بوده صدام وقتی داشتم می خوندمش. چقد باور داشتم بهش...
چقدر از این

ادامه مطلب  

من از نگاه تو شبو شناختم ! غزل دیدم و عاشقانه ساختم!  

بالاخره این شب پر از دلهره تموم شد. 
از صدای اذان تعجب کردم، یعنی این همه وقت من در فکر و خیال دست وپا زدم؟
اون شب هم همین طور بود ! شب تنهایی ! شب ...
شبی که صد بار رفتیم و اومدیم! نه نمیخوام! نمینویسم! قلبم گنجایش این حجم عظیم از غصه رو نداره 
همون که تو ذهنم هر دقیقه اپ میشه بسه
مامان چند بار بیدار شد و من چند بار خودموبه خواب زدم
من هنوزم برای شب زنده داریهام باید جواب پس بدم ، هنوووووز!
هنوزم بیدار موندنم به همه استرس وارد میکنه و من از لذت همنشی

ادامه مطلب  

شعر  

 
عاشقم،
اهل همین کوچه ی بن بست کـناری
که تو از پنجره اش پای به قلب من ِ دیوانه نهادی
تو کجا ؟ کوچه کجا ؟ پنجره ی باز کجا ؟
من کجا ؟ عشق کجا ؟ طاقتِ آغاز کجا ؟
تو به لبخند و نگاهی
منِ دلداده به آهی
بنشستیم.
تو در قلب و
منِ خسته به چاهی
گُنه از کیست ؟
از آن پنجره ی باز ؟
از آن لحظه ی آغاز ؟
از آن چشم ِ گنه کار ؟
از آن لحظه ی  دیدار ؟
کاش می شد گُنهِ پنجره و لحظه و چشمت،
همه بر دوش بگیرم
جای آن یک شب مهتاب،
تو را تنگ در آغوش بگیرم.
 

ادامه مطلب  

لحظه ای  

برای لحظه ای هرگز ترکم نخواهد کرد... این روح کوچک تسخیر شده در مه...من گرفتار مردابی شده ام که از دست و پا زدن در آن بی تفاوت لذت میبرم.!..من میخابم در دردی عظیم و روحی پوست کلفته احمق... خودم را از دست میدهم به بادی که سالهاست پشت این درختها منتظر است...ول کنم این نعره ها رو کاش حداقل تو بوی مرداریم را بشنفی....

ادامه مطلب  

 

قسم ب همین شبها قسم ب همین لحظه ها...شین بنویس اگه حتی کسی نخوندبشین بهش فکر کن اکه حتی به یادت نیستبهش وفادار باش اگه حتی خیانتش جلو چشتهمیتونی میشه داغون میشی مقایسه کردن خودت پیرت میکنه.ولی ممکنه یک روز یه دقیقه حتی یه لحظه یاد تو بیفته یاد خوبیات ب گذشته نگاه کنه ب خوبیای تو فکر‌کنه جلوی چشمش بیاره تورو اونم مقایسه میکنه حتی همون یک‌لحظه برای تو کافیه برای تو کافیه‌ ک موندی و نوشتی و سوختی برای اونم کافیه ک رفت و خوند و خاکستر شد

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1