تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


من ودلتنگی هام  

امروز ۱۹بهمن ماه هست.حالتان خوب هست؟من اصلا حال متعادلی ندارم اشفته هستم. دیشب خودمو با خندوانه سرگرم کردم تا یکم بخندم بعدکه تموم شد خواهرم کانالو زد ای فیلم سریال خانه سبز پخش میشد رامبود جوان اون موقع ها جوان تر بود یه لحظه به دوران کودکیم رفتم اول خوشحال وبعد با یک خاطره اشک چشمم سرازیر شد ودیگه نتونستم بخوابم اهنگ گوشیمو گذاشتم باصدای کم که گوش بدم دیدم کارساز نیست هندزفری رو برداشتم بااون گوش بدم اونقدر گوش دادم تمام اهنگ های سیاو

ادامه مطلب  

 

الان داشتم پست های قدیمی اینستامو میدیدم. اونایی که بعد فوت بابا گذاشته بودم.....
چقد امید داشتم به پاک مردن. چقد مید داشتم به اینکه بالاخره یه روزی مثل بابا میمیرم.... کاش....کاش الانم بتونم خودمو مثل بابا بکنم.....
بابایی که هیچ وقت گناهایی که من میکنم و کردم رو نکرد... همون بابا...

ادامه مطلب  

اهنگ بطلان زیبایی از علی نبوی  

https://telegram.me/AliNBVMusic(البوم ورود به خروج از عصر تاریک)
اهنگ شماره یک: [بطلان زیبایی]کلام :علي نبویشعر : علي نبویسبک : Dark_HipHopتنظیم: رضا جعفریکاور : علي نبویAlbom: Enter The Exit Of The Dark AgesNumber One Track : Botlane ZibaeiSinger :Ali NBVLyrice : Ali NBVGenre: Dark_Hip HopMix/Master : Reza JafariCover Art: Ali NBV
لینک مستقیم/Link:http://download1467.mediafire.com/rucq98gwivjg/947uvcj44255ccr/Ali+NBV_Botlane+Zibaei.mp3

ادامه مطلب  

اهنگ بطلان زیبایی از علی نبوی  

https://telegram.me/AliNBVMusic(البوم ورود به خروج از عصر تاریک)
اهنگ شماره یک: [بطلان زیبایی]کلام :علي نبویشعر : علي نبویسبک : Dark_HipHopتنظیم: رضا جعفریکاور : علي نبویAlbom: Enter The Exit Of The Dark AgesNumber One Track : Botlane ZibaeiSinger :Ali NBVLyrice : Ali NBVGenre: Dark_Hip HopMix/Master : Reza JafariCover Art: Ali NBV
لینک مستقیم/Link:http://download1467.mediafire.com/rucq98gwivjg/947uvcj44255ccr/Ali+NBV_Botlane+Zibaei.mp3

ادامه مطلب  

ارث و میراث  

بله بعد از مدت های خیلی خیلی طولانی یه عنوان برای پستم گذاشتم.بله!ارث و میراث. بابا جان عزیز دل من! یادته میگفتی به هیچ وجه از بچه ها جدا نشو؟! بابا میبینی که من چسبیدم در باسنشون و تنهاشونم نمیذارم اما این بچه ها قشنگگگگگگگ دارن از هم فاصله میگیرن. بابا میبینی من دارم دیوونه میشم.بابا میبینی چجوری اعصابم با این قضایا بهم میریزه؟! بابا من راست راست میرم دانشگاه میام خونه تفریحمو میکنم. هیچ فرقیم برام نمیکنه که خونهبه نامم بشه یا نه. دارم زندگی

ادامه مطلب  

 

الان که دارم  مینویسم خسته  و کوفته دراز کشیدم رو تخت. بعد زبان با ح و مامی رفتیم اسنیکرز خریدیم. برای هردومون. فردا شب تولد میم ب. حالم خوش نیست. دوباره ریختم بهم. شاید بهش تو وبلاگم تبریک بگم. نمیدونم اصلا کار درستیه یا نه. این امارگیرم که معلوم نیست چش شد کلا سایتش پکید نمیدونم اصلا بیاد ببینه با نه. به هر حال...
حوصله نوشتن ندارم. فردا اهنگ برگرد سیروان منتشر میشه. این اهنگ دوست دارم چون من‌یاد خیابون گردی های شبانه خودم تو دوران مذخرف زندگیم

ادامه مطلب  

100.  

اهنگ جدیده سیروان

ادامه مطلب  

عزيزي ...  

عزیزی وقتی آقاجان را سپردند به خاک ، عصا از دستش در رفت ، بابا گفت پسر دست عزیزی را بگیر نیفته خدایی نکرده دستش را من گرفته بودم ، با صدای خش دارش گفت : زنی که مردش دست نکشد به موهایش خیلی زود پیر می‌شود .یکبارهم هنوز چهل روز از فوت آقا نگذشته بود به من گفت : یادت باشه زن که گرفتی باید سرتان را بگذارید روی یک بالشتگفتم چرا عزیزی ؟ گفت : نفس مرد به زن آرامش میده .نا آرام بود عزیزی تا صبح چند بار از خواب بیدار می شد ، بلند می شد نیمه شب سرش رو به کاری گ

ادامه مطلب  

عزيزي ...  

عزیزی وقتی آقاجان را سپردند به خاک ، عصا از دستش در رفت ، بابا گفت پسر دست عزیزی را بگیر نیفته خدایی نکرده دستش را من گرفته بودم ، با صدای خش دارش گفت : زنی که مردش دست نکشد به موهایش خیلی زود پیر می‌شود .یکبارهم هنوز چهل روز از فوت آقا نگذشته بود به من گفت : یادت باشه زن که گرفتی باید سرتان را بگذارید روی یک بالشتگفتم چرا عزیزی ؟ گفت : نفس مرد به زن آرامش میده .نا آرام بود عزیزی تا صبح چند بار از خواب بیدار می شد ، بلند می شد نیمه شب سرش رو به کاری گ

ادامه مطلب  

کاش بودی  

کلی عکس و فیلم هستش از بابا تو گوشی و لپتاپ می ترسم بازشون کنم و نگاه کنم چرا می ترسم.یه هویی چقدر دلم تنگت شد بابا کاش خوب میشدی کاش اصلا مریض نمیشدی کاش بودی . الان نگام به مبلی هستش که همیشه روش می نشستی و روبرو تلویزیون بود کنترل بدست . فقط بدون که خیلی زود رفتی خیلی زود 

ادامه مطلب  

یهویی...  

بابا لنگ دراز عزیز...
میشه منم بهتون بعضی وقتا نامه بنویسم؟؟؟
نه به عنوان کس دیگه ای...
مثلن مثل دختر شما و جودی...
خب میدونی؟بعضی وقتا آدم دلش میخواد یکی باشه که
به حرفاش اهمیت بده...با اینکه شاید در مقابل حرفاش قراره سکوت کنه...
بابا لنگ دراز...
میشه دعام کنی؟؟؟
یه لنگ درازی خیلی ناراحتم کرد...

ادامه مطلب  

یهویی...  

بابا لنگ دراز عزیز...
میشه منم بهتون بعضی وقتا نامه بنویسم؟؟؟
نه به عنوان کس دیگه ای...
مثلن مثل دختر شما و جودی...
خب میدونی؟بعضی وقتا آدم دلش میخواد یکی باشه که
به حرفاش اهمیت بده...با اینکه شاید در مقابل حرفاش قراره سکوت کنه...
بابا لنگ دراز...
میشه دعام کنی؟؟؟
یه لنگ درازی خیلی ناراحتم کرد...

ادامه مطلب  

بابا لنگ دراز  

گاهی احساس می کنم چه قدر ضعیفم یا شاید احساس می کنم که چه قدر دنیا برای ساز مخالف زدن با من قویه .یعنی اگه هر کاری بکنم که باور کنم باید روز تولدم بهترین روز زندگیم باشه سرنوشت بهم می گه اخه بزغاله تو کی باشی که بخای برای کاعنات تعیین تکلیف کنی ؟؟تو که اگه همین الانم نفست قطع شه و بمیری هیچ اتفاقی نمی افته فردا خورشید دوباره در میاد .مردم از خواب بیدارمیشن .ساختمان ها ساخته می شن ..جراحی ها انجام می شن ..درخت ها گل میدن ..آخه نبود تو به کجای دنیا بر

ادامه مطلب  

نسترن ...  

گوشه حیاط چند شاخه نسترن کاشته بود هر صبح بعد از نماز و قبل از صبحانه ، مراقبت و ملاحظه و نگهداری نسترن ها شده بود کار آقاجان یکبار شنیدم مادر بابا یعنی عزیزی دارد با آقا بحث می کند که آنقدر که به این چند شاخه های بی خاصیت می رسی متوجه "خانه" نیستی ، راست هم می گفت .شب که اقا می آمد خانه یک روزنامه دستش بود تا پاسی از شب می نشست و می خواند و کلامی با کسی حرف نمی زد و صبح بازهم نسترن ها و آقا گوشه حیاط عشق بازیشان دیدنی بود .آقا که به رحمت خدا رفت ، با

ادامه مطلب  

 

نمیخوام اون بحث ادامه داشته باشه دلیل این کارش نفهمیدم یعنی فهمیدم ولی قابل قبول نبود واسم به نظر خودم آدم منطقی هستم یعنی اگه یه دلیل منطقی باشه من قانع میشم ولی وقتی نباشه و الکی الکی اون بحث ادامه پیدا کنه میزنم به سیم آخر امروز بازهم همون حرف های قبل بدون دلیل شنیدم عصبانی شدم هرچقدر خواستم کوتاه بیام بازهم نشد بابا اومد پیشم میخواست باهام صحبت کنه مثل همیشه اروم حرف میزد  عصبی بودم از حرفای بی منطق که هیچ دلیلی هم نداشت صبحت کرد باهام و

ادامه مطلب  

تکست اهنگ خدا کجایی از عرفان فانی  

خدا کجایی
 
ورس اول:
چطوری رفیق ،هنوزم سرپایی ، بعد بیست سال زندگی هنوزم تنهاییتو خیابونا داری میریو سر پایین ، یا دنبال یه کفشی واسه حمالی ,هنوزم الافی ،هنوزم‌ کم داری ، من میفهمم که چجوری پس دادی میدونم روزو شباتو از کف میدی ، تو این جهنم سیاه داری درس پس میدی، خدایه خوبا که هیچ ،خدایه مارم دیدی ؟؟ نبین اگه ببینی بدتر میشیالان کجایی ،کجاها کز کردی ، تو فکر اینی چجوری برگردی
ولی جواب نمیده باید پرپر شی ، تا حرف بزنی رو سرته شمشیر
میدونم چند ش

ادامه مطلب  

تکست اهنگ خدا کجایی از عرفان فانی  

خدا کجایی
 
ورس اول:
چطوری رفیق ،هنوزم سرپایی ، بعد بیست سال زندگی هنوزم تنهاییتو خیابونا داری میریو سر پایین ، یا دنبال یه کفشی واسه حمالی ,هنوزم الافی ،هنوزم‌ کم داری ، من میفهمم که چجوری پس دادی میدونم روزو شباتو از کف میدی ، تو این جهنم سیاه داری درس پس میدی، خدایه خوبا که هیچ ،خدایه مارم دیدی ؟؟ نبین اگه ببینی بدتر میشیالان کجایی ،کجاها کز کردی ، تو فکر اینی چجوری برگردی
ولی جواب نمیده باید پرپر شی ، تا حرف بزنی رو سرته شمشیر
میدونم چند ش

ادامه مطلب  

اهنگ الان  

اصلا نترس راحت برو بی من
هیشکی به جز تو منو یادش نیست
فک کردی کی از من خبر داره
راحت برو هیشکی حواسش نیست
بهت قول میدم سخت نیست
لااقل برای تو راحت باش
دورم از تو و دنیای تو
راحت باش
هیچکس جای تو نمیاد جای تو دلشوره
دارم من برا فردای تو

ادامه مطلب  

این روزها ...  

شاعر میفرماد
این همون اخر دنیاست که میگن / ته تنهایی همین جاست که میگن
دقیقا جایی که دلت از خواندن بدش می اید و از نوشتن سراغی نمیگیرد.
 
شاید باورتان نشود اما ادما فقط و فقط ادعا میکردن .
دوستم نداشتن و دوستم نبوذن فقط و فقط ادعا میکردن. اینو هم شاعر میفرماد.
 
اتفاقات جالبی در ره باید باشد .
برای خودم که فکر نکنم اما برای اقوام و ...
و خوشحالم که خوشحالند. و می دانم که هیچ کدام ااز ادم ها از خوشحالی من شاد نمی شوند اما بماند.
 
ولیعصر را با تمام ترا

ادامه مطلب  

این روزها ...  

شاعر میفرماد
این همون اخر دنیاست که میگن / ته تنهایی همین جاست که میگن
دقیقا جایی که دلت از خواندن بدش می اید و از نوشتن سراغی نمیگیرد.
 
شاید باورتان نشود اما ادما فقط و فقط ادعا میکردن .
دوستم نداشتن و دوستم نبوذن فقط و فقط ادعا میکردن. اینو هم شاعر میفرماد.
 
اتفاقات جالبی در ره باید باشد .
برای خودم که فکر نکنم اما برای اقوام و ...
و خوشحالم که خوشحالند. و می دانم که هیچ کدام ااز ادم ها از خوشحالی من شاد نمی شوند اما بماند.
 
ولیعصر را با تمام ترا

ادامه مطلب  

زاهدان98  

سایت زاهدان 98 که به دلیل مطالب سیاسی که به دزدی های در مورد بوجه موسیقی فیلتر شده با تعهد دوباره شروع به کار خودشو اعلام میکند. امیدوارم بتونم با مطالب با اهنگ های که از سیستان و بلوچستان برای دانلود میزارم نظر کاربران رو جلب کنم. سابقه سایت زاهدان 98 به 1345 بر میگرده که در سال های متوالی بهترین سایت زاهدان بوده 

ادامه مطلب  

روزانه های یواشکی  

دلم نمیخواد این روزا به سرعت بگذره حس میکنم هر روزش داره منو به مرگ نزدیکتر میکنه . 
امروز اهنگ همه شب نالم چون نی که غمی دارم از علي زند وکیلی رو توی خلوتم گوش دادم و اهسته و بیصدا اشک ریختم .
هفته آینده دارم میرم یه آزمایش بدم که توی جزیره امکان دادنش نیست .
در کل روزای سختیه روزهای لعنتیه سخت .
=====
الان باید در جوابت چی بگم !!!!!؟؟؟؟؟
بگم  نوش جونت ؟
بگم خوب کاری کردی ؟
بگم جای من خالی ؟
بگم منم میخوام ؟
چی دارم که بگم .....
 
 
 

ادامه مطلب  

خانه هاي ما قديم نفس مي کشيدند ...  

کوچه ی ما تن همه خانه هایش از گل‌وکاه بود بابا می گفت : خانه ها از لای همین گل‌اندود نفس می کشند می گفت : اگر خانه ای نفس نکشه اهالیش احساس خفگی می کنن راست میگفت .از وقتی آمده ایم به این خانه که تا سقف دیوارش را از بیرون سنگ سفید کرده اند شبی نیست که مامان نگوید احساس خفگی دارم .شبی نیست که تا صبح بابا سرفه های تند و خشکش ما را از خواب بیدار نکند .خانه های ما قدیم نفس می کشیدند اهالی خانه های ما قدیم جان نفسشان را از دیوار خانه ها می گرفتند پنجره ه

ادامه مطلب  

خانه هاي ما قديم نفس مي کشيدند ...  

کوچه ی ما تن همه خانه هایش از گل‌وکاه بود بابا می گفت : خانه ها از لای همین گل‌اندود نفس می کشند می گفت : اگر خانه ای نفس نکشه اهالیش احساس خفگی می کنن راست میگفت .از وقتی آمده ایم به این خانه که تا سقف دیوارش را از بیرون سنگ سفید کرده اند شبی نیست که مامان نگوید احساس خفگی دارم .شبی نیست که تا صبح بابا سرفه های تند و خشکش ما را از خواب بیدار نکند .خانه های ما قدیم نفس می کشیدند اهالی خانه های ما قدیم جان نفسشان را از دیوار خانه ها می گرفتند پنجره ه

ادامه مطلب  

108.  

این چن روز بد نبود
دیروز قرار بود با بچه ها بریم
نمایشگاه استادمون
نمایشگاه عکاسی
منم که عاشق عکس
خلاصه صبح زود پاشدم
درس بخونم
که بعدظهر میخام برم بیرون
ساعت 9اینا بود
فائزه زنگ زد
گف قرار با فروغ بریم پارک
میای؟ساعت 11میخایم بریم
خیلی دوس داشتم برم
ولی میخاستم درس بخونم
بخاطره همین گفتم درس دارم نمیتونم
ساعت 12اینا بود دیدم فائزه پی ام داد
تعجب کردم مگ قرار نبود بره بیرون
خلاصه یکی دو ساعت بعد ز زدم
دیدم نرفته که بهش گفتم بیا بریم
نمایشگاه ک

ادامه مطلب  

نفرت انگیز  

امشب
وقتی که محسن پیشنهاد داد که این بار برعکس دفعات قبل قرعه کشی که اولین اسمی که برمیداشتیم برنده بود پیشنهاد داد که اسمی که توی ظرف باقی میمونه برنده باشه
منم چون حس خوبی به قضیه نداشتم_و حقیقتن که حسم درست بود_موافقت نکردم و با رای اکثریت پیشنهاد محسن پذیرفته شد 
اولین اسم،اسم من بود و این یعنی به پیشنهاد محسن اولین بازنده و به روند قبلی تنها برنده...
مثه بچه ها واسه اینکه روشو کم کنم دعا کردم اونم برنده نشه و از قضا خودم اسمشو برداشتم و او

ادامه مطلب  

نفرت انگیز  

امشب
وقتی که محسن پیشنهاد داد که این بار برعکس دفعات قبل قرعه کشی که اولین اسمی که برمیداشتیم برنده بود پیشنهاد داد که اسمی که توی ظرف باقی میمونه برنده باشه
منم چون حس خوبی به قضیه نداشتم_و حقیقتن که حسم درست بود_موافقت نکردم و با رای اکثریت پیشنهاد محسن پذیرفته شد 
اولین اسم،اسم من بود و این یعنی به پیشنهاد محسن اولین بازنده و به روند قبلی تنها برنده...
مثه بچه ها واسه اینکه روشو کم کنم دعا کردم اونم برنده نشه و از قضا خودم اسمشو برداشتم و او

ادامه مطلب  

44  

دلم میخواد حرفامو اینجا بنویسم...
بهتره !
هم دلم یکم خالی میشه هم پشیمون نمیشم
این روزا واقعا حس میکنم با هیشکی نمیشه کاملا صادقانه حرف زد
یا ناامیدت میکنن یا درکت نمیکنن... خلاصه خیلی خوب نیس
بنابراین ترجیح میدم بیام اینجا
امشبم دوباره تو فاز آقایv ام و میخوام کلا مخاطبم اون باشه
البته که میدونم قراره بعدا به همه ی این حرفا بخندم
و تمام اینا رو یادم میره ولی خب مینویسم
"من نمیدونم چی شد که توجهم بهت جلب شد
همون موقع ها وقتی عکست رو تو مجله ی قلم

ادامه مطلب  

نجومی‌ها  

یه فیلمی دیشب از شبکه یک نگاه می‌کردم، یه پسره باباش براش یه کار پیدا کرده بود و ۴ میلیون و نیم حقوقش بود البته ۳ و نیمش رو پدره یواشکی میزاشت رو حقوقش، پسره با خوشحالی زنگ زد به دوست دخترش که کار پیدا کردم و اینا بزودی میام خواستگاریت.خب تا اینجا مشکلی نیست، یه پدر پولدار داریم که هوای پسرش رو داره.از اونور خط رفیق دختره ازش پرسید حالا چقد حقوق می‌گیره؟ دختره گفت ۴ تومن، رفیقه هم با تحقیر گفت ماهی ۴ تومنم شد پول؟!!دقت کردین؟ ماهی ۴ تومن براش

ادامه مطلب  

293  

لعنت به هر چی رفتنه ... لعنت به هر چی نبودنه.... لعنت به هر چی دل تنگیه... لعنت به دل من لعنت به این دل لعنت... تو را به خدا کمی ارم بگیر کمی آرام تر ای دل دیوانه، کمی بگذار نفس بکشم... چه بغض ها دارد این دلهاچه اشکی میگیرد از چشمانم این شبه ها... به بهونه نبودن تو ساعت ها کنار حرم اشک میریزد دلم بغض میکند گلویم را بغض لعنتی چه بد فشار میدهد آهی شب های پر درد من چیزی نپرس از من... یه اهنگ کوفتی که تموم تنهایی هایت را به رخت میکشد یه اشک که سنگینی یک تنهایی را

ادامه مطلب  

313  

امروز تاالان،روز جالبی بود:) وقتی بیدارشدم با اسپیکر اهنگ
نامزدمو بدین برم،وگذاشتم باولوم زیاااد بازهرا اومدیم وسط
حسابی مسخره بازی دراوردیم،ادا رقصیدن مردا رو درمیاوردیم

ادامه مطلب  

 

این هفته هم تموم شد..
یه هفته دیگه هم گذشت مثه تموم هفته ها پر درد
بده که مرحم دردت بشه چن تا اهنگ
از اون بدتر اینه که اون اهنگا بعد از یه مدت دیگه مرحمت نباشن.
خیلی بده که هرچی جلوتر میری به جا امید ناامیدی بیاد
چرا دروغ بگم..؟
شادی رو فراموش کردم دیگه شادی برام یه کلمه نامفهومه..
ایا شادی همون لبخند زوریه که هرروز میزنم..
آیا شادی همین بغضیه که با سکوت قورتش میدم..؟
به نظرم همینه باید ازش لذت ببرم...
 
 

ادامه مطلب  

چوب دوسر طلا!!!!  

دوباره و بهتره بگم چندباره گیر کردم بین اختلاف نظر مامان و بابا!
بابا زنگ می زنه و میگه، مامانت با این موضوع مخالفه، تو باید موافقتش رو بگیری و باهاش صحبت کنی که اینی که من میگم درسته!!
با شوخی و خنده و راه حل و چه میدونم، هر چی عقل ناقصم قد میده بهش میگم، شما عجله نکن، بذار مامان خودش به این نتیجه ای که شما میخوای برسه!منم که بهش می گم ناراحت میشه و منم دوست ندارم از دستم دلخور بشه و فلان چیز رو که بهش گفتم خوشش نیامد و از این خزعبلات!!
بعد  میگه ب

ادامه مطلب  

آدمای دنیا که درست بشن…  

 
بابا داشت روزنامه میخوند
بچه گفت: بابا بیا بازی!
بابا که حوصله بازی نداشت
یه تیکه از روزنامه رو که نقشه دنیا بود
رو تیکه تیکه کرد و گفت :
فرض کن این  پازله…! درستش کن!
چند دقیقه بعد بچه درستش کرد
بابا، باتعجب پرسید:
توکه نقشه دنیا رو بلد نیستی چطور درستش کردی؟!
بچه گفت: آدمای پشت روزنامه رو درست کردم …
دنیا خودش درست شد
آدمای دنیا که درست بشن…
دنیا هم درست میشه   …

ادامه مطلب  

آدمای دنیا که درست بشن…  

 
بابا داشت روزنامه میخوند
بچه گفت: بابا بیا بازی!
بابا که حوصله بازی نداشت
یه تیکه از روزنامه رو که نقشه دنیا بود
رو تیکه تیکه کرد و گفت :
فرض کن این  پازله…! درستش کن!
چند دقیقه بعد بچه درستش کرد
بابا، باتعجب پرسید:
توکه نقشه دنیا رو بلد نیستی چطور درستش کردی؟!
بچه گفت: آدمای پشت روزنامه رو درست کردم …
دنیا خودش درست شد
آدمای دنیا که درست بشن…
دنیا هم درست میشه   …

ادامه مطلب  

پرواز  

شنبه 11/9 بدترین روز بدترین شنبه بدترین 11/9 زندگیم بود و هست روزی که رفت روزی بابای مهربونم بابای عزیزم بابای آرومم به آرامش رسید چقدر تو این چند ماه که مریض شده بود سختی کشید ولی هیچ وقت شکایت نکرد همش میگفت شکر خوبم بابا.روحیه می دادیم پابه پای ما درمان رو قبول میکرد داروهای سنگین رو مصرف میکرد دوس داشت امید داشت میخاست زندگی کنه عاشق ما بود.
خدایا هیچ کدوممون باورمون نشده که دیگه نیست دلم برا صداش برا گرفتن دستاش برا نوازشش برا همه چیزش تنگ ش

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1